X
تبلیغات
بجنورد

منوی دسته ای
آرشیو
دوستان

.:: آخرین مطالب ::.

عنوان تاریخ
بجنورد سال 1350 شنبه سوم دی 1390
عکس قدیمی بجنورد قاجاریه شنبه سوم دی 1390
تات هاي خراسان شنبه سوم دی 1390
تاریخچه و اطلاعاتی از شهرستان بجنورد شنبه سوم دی 1390
رقص كرمانجي بجنوردي+فيلم شنبه سوم دی 1390
خانلر خان قراچورلو شنبه سوم دی 1390

موضوع:




نویسنده : مهران گلي
شنبه سوم دی 1390


موضوع:




نویسنده : مهران گلي
شنبه سوم دی 1390


موضوع:

خراسان شمالی دارای اقوام متعددی هم چون کرد، ترک، تات، فارس و ترکمن با زبان، آداب و رسوم متفاوت است و همین امر سبب شده تا برای آشنایی بیشتر به بررسی اقوام مختلف بپردازیم. در چند شماره قبل به بررسی پیشینه قوم تات پرداختیم و امروز زبان و آداب و رسوم این قوم را از نگاه استادان و محققان مورد بررسی قرار داده ایم.یک کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی می گوید: به دلیل این که امروزه تاتی در خراسان شمالی دو گونه مختلف است و هر گونه با دیگری تفاوت های محسوسی دارد لذا برای بعضی مناطق باید واژه گویش را به دلیل این که کلمات آن با کلمات فارسی رسمی تفاوت دارد استفاده کرد و برای برخی مناطق دیگر به دلیل اختلاف و تفاوت در تلفظ باید لهجه تاتی را استفاده کرد.«محمود باعصمت» با اشاره به این که این گویش یا لهجه خود یکی از لهجه های محلی زبان پهلوی ساسانی بوده است که در سرزمین سیستان به آن سخن می گفتند اظهار می دارد: در سال 251 یعقوب لیث صفاری زبان فارسی دری را که همان لهجه محلی سرزمین سیستان بود زبان رسمی و درباری ایران معرفی کرد که کم کم به عنوان زبان رسمی در تمام کشور از آن استفاده شد.وی اضافه می کند: هم اکنون همین زبان در افغانستان امروزی، با اندک تغییری در حال استفاده است و در ایران هم شاید همین زبان تات های شمال خراسان، به ویژه منطقه گیفان که زبان آن ها شباهت بسیاری با زبان امروزی افغانستان دارد اصالت خود را حفظ کرده و کمتر دستخوش تغییر و تحول شده است.وی با اشاره به این که تاتی امروز شمال خراسان دنباله و باقی مانده زبان فارسی دری رایج در سیستان با قدمت بسیار است می افزاید: وجود بسیاری از کلمات قدیمی فارسی مانند کوتل (تپه)، خلعتی (هدیه)، خوانچه و بادیه (ظرف غذا) که در متون نظم و نثر فارسی قدیم مانند آثار سعدی، نظامی، بیهقی و فردوسی آمده بود در گفتار مردم این منطقه از دیگر دلایل این امر است.«باعصمت» تصریح می کند: امروز تلفظ و شکل قدیمی بعضی از کلمات که در زبان فارسی بر اثر گذشت زمان دچار تغییر و تحول شده است هم چنان کاربرد دارد به عنوان مثال واژه گوسفند قبل از این «گوسبند» بوده و امروزه تات ها آن را به همین لفظ به کار می برند و در آن ها ابدال «ب» به «ف» انجام نگرفته است.وی ادامه می دهد: هم چنین تلفظ های قدیمی واژه های دیگر مثل، یک، هزار، هژده، هبده (هفده) نیز امروزه در بین تات های قدیمی رایج است.وی به کار بردن بسیاری از کلمات رایج در بین تات ها را همان کلمات فارسی امروزی می داند و بیان می کند: این موضوع یکی از نکات زبانی قابل توجه است که بعدها فرآیند واجی روی آن ها انجام گرفته است و تفاوت رسمی محسوسی با تلفظ امروزی فارسی رسمی دارد. مثلا واژه «خون» به صورت «خین» تلفظ می شود که ابدال در حرف دوم این کلمات انجام گرفته است. در کلماتی مثل سرمو «سرما» و بنیس «بنویس» فرآیند واجی موجب تغییر تلفظی آن ها شده است.این کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی به ادبیات شفاهی بسیار غنی تات نشین ها و وجود کنایات و ضرب المثل های رایج در منطقه گیفان که به لحاظ تنوع، تعدد، ایجاد و تداعی معانی بسیار قابل تأمل است اشاره می کند و می گوید: وجود ترانه های محلی رایج در بین تات ها که با دلی دلی کردن و هی هی چوپان همراه و بیشتر مضامین آن ها بیان دلدادگی و دوری آن ها از یار و دیار معشوق است، لالایی های مادران برای فرزندان، تعزیه خوانی، شبیه خوانی، قصه ها و استان های قدیمی از دیگر موارد مطرح در ادبیات شفاهی میان آن هاست.«باعصمت» اظهار می دارد: متأسفانه با وجود فرهنگ غنی وادبیات شفاهی بسیار قوی نسل جدید شهر زده تحت تأثیر فرهنگ و زبان شهری قرار گرفته و زبان و فرهنگ شهری جایگزین زبان و فرهنگ محلی و بومی آن ها شده است.وی بیان می کند: بیم آن وجود دارد که در آینده نزدیک تمام آن لغات، تعابیر، کنایه ها، امثال، داستان ها، قصه ها، مرثیه ها و لالایی ها به بوته فراموشی سپرده شود و از زبان اصیل تاتی، تنها نامی باقی بماند.مدرس مرکز تربیت معلم امام محمد باقر(ع) هم با اشاره به پیشینه قوم تات که همان تات آریایی و از جمله اقوام بومی خراسان و ایرانی است اظهار می دارد: زبان تاتی یکی از شعبه های اصلی بازمانده از فارسی میانه است.«حسن اسعدی» می گوید: امروزه اقوام تات که مردمی مذهبی، معتقد و میهن دوست هستند در خراسان شمالی و در راز و جرگلان، گرمه، جاجرم و گیفان زندگی می کنند.وی مهمان نوازی، گرم خویی و خصلت های نیک را از جمله ویژگی های این مردم ذکر و بیان می کند: در منطقه خراسان شمالی تات ها در کنار اقوام دیگر مثل ترک، کرد، ترکمن و فارس در کمال آرامش زندگی می کنند.وی می افزاید: در شهر سنخواست روستاهای تات نشین مثل کرف، خراشا، جربت، ملااویس و دربند وجود دارد که مردم این مناطق دین دار و سخت کوش هستند.وی با بیان این که تات های منطقه سنخواست و جاجرم تاکنون شخصیت های بزرگی را به فرهنگ ملی و قومی ایران و ایرانیان تقدیم کرده اند می گوید: شاعر نامی دربار سلجوقیان اصفهان، بدرالدین عمر جاجرمی و پسرش محمدبن بدرالدین و پس از آن ها در قرن معاصر حضرت آیت ا... میرزا ابوالحسن موسوی بجنوردی، عارف بجنوردی، ادیب بجنوردی، میرزا عبدالحی و شیخ حسین کرفی از جمله این شخصیت ها هستند.این مدرس مرکز تربیت معلم با اشاره به این که تات های منطقه راز و جرگلان نیز شخصیت های علمی بزرگی را از جمله شیخ عبدا... رازی و یعقوب آرمین پرورش داده است اضافه می کند: در منطقه گیفان نیز شخصیت های بزرگی وجود داشته است.«اسعدی» بیان می کند: در زمانی نه چندان دور منطقه گیفان راه ارتباطی و تجاری ایران با روسیه وجود داشته و یکی از راه های تبادلات فرهنگی بوده است به همین دلیل این منطقه از پیشینه تأثیرگذار در فرهنگ قومی تات برخوردار است.یک استاد دانشگاه نیز با بیان این که زبان تاتی مانند سایر زبان های دیگر دارای شاخه های متعددی است می گوید: با توجه به این که در کنار این زبان، زبان های دیگری هم چون کردی، ترکی، عربی و بلوچی وجود دارد این زبان تحت تأثیر این زبان ها قرار گرفته و با کمی تغییرات نسبت به زبان های دیگر تاتی متفاوت است.«شاددل» اضافه می کند: زبان تاتی موجود روستای طبر به دلیل رفت و آمد مردم این روستا با مناطق دیگر و روستاهای اطراف که دارای زبان های کردی و ترکی هستند دچار تغییر شده است.وی بیان می کند: به مرور زمان و با پیشرفت علم و دانش زبان ها از نظر گویش متحول شده و گسترش پیدا کرده است به گونه ای که هر نسل بعد از نسل دیگری به صرف این که زبانشان کرد، ترک و تات باشد با نسل قبل از خود متفاوت است بنابراین نمی توان زبان تات را در یک جمله تعریف کرد چرا که هر تعریف برای نسل خود معنی دارد.وی اظهار می دارد: زبان تات روستای طبر با روستاهای مجاور خود مثل جربت، کرف، سنخواست و خراشا که تات هستند در بسیاری از کلمات متفاوت است این در حالی است که این روستا از نظر گویش با زبان مردم فیروزه که یکی از روستاهای کوچک جنوب بجنورد است بیشتر هم خوانی دارد و نزدیک ترین زبان تاتی به زبان طبری است.وی اضافه می کند: به همان نسبت هم زبان تات سنخواست و خراشا با مناطق اطراف خود هم چون جربت، جاجرم و گرمه تفاوت دارد.این استاد دانشگاه می گوید: در خراسان شمالی زبان اهالی روستای روئین و چند روستا در بخش اسفراین و روستای راستقان گیفان شباهت زیادی به زبان های تاتی مناطق گرمه، جاجرم، سنخواست، خراشا و طبر دارد.وی اضافه می کند: در خراسان شمالی باورهای مردم با کمی تفاوت جزئی یکسان است و تغییرات جزئی به دلیل تغییر و تحول های موجود امری طبیعی است.وی بیان می کند: نمی توان گفت گذشتگان ما آداب، سنت و ریتم خاصی در زبان، لهجه و مراسم خود نداشتند چرا که ما به عنوان نسل بعد از آن ها نتوانستیم آن ها را به عنوان یک یادگار حفظ کنیم.نویسنده کتاب هویت شناسی شهر بجنورد با بیان این که در شمال بجنورد ساکنان دهستان گیفان، بیشتر فارسی زبان هستند و گویش آن ها به نام «تاتی» معروف است اظهار می دارد: در دهستان گیفان و روستاهای رزقانه، امیرآباد، سیدآباد و گیفان و در بخش راز روستاهای جلفدره، قوش تپه، اسفروج و آنابای فارس زبان هستند، در جنوب بجنورد در جلگه شوقان و در شهرستان جاجرم، شهر سنخواست و روستاهای قدیمی مثل طبر، کرف، خراشا و اندقان تاتی حرف می زنند.در این مناطق، لهجه تاتی، زبان اصلی مردم است و در برخی روستاها، تات ها همراه با سایر اقوام و به ویژه با کردها زندگی می کنند.وی با بیان این که بسیاری از ساکنان محلات جنوب شهر بجنورد را تات ها تشکیل می دهند اظهار می دارد: رواج گویش تاتی در شهر بجنورد در میان فراوانی لهجه های مختلف به نوعی یادآور دیرینگی این سرزمین است.وی با اشاره به این که خیابان های شهید چمران، حسینی معصوم، هفده شهریور و به ویژه بولوار مدرس و برخی کوچه های خیابان شهید بهشتی و بافت میانی شهر بجنورد حضور پر رنگ تات زبان ها را از دیرباز شاهد است می افزاید: تات های ساکن بجنورد شامل طوایف گیفانی، گلیانی، گرمه ای، جاجرمی، رازی، سنخواستی، خراشاهی، جربتی، کرفی، طبری، فیروزه ای، آساکی (پارتی)، اردغانی، بیدوازی، روئینی، مشهد طراقی و برخی طوایف خاوری است




نویسنده : مهران گلي
شنبه سوم دی 1390


موضوع:

تاریخ مختصر شهرستان بجنورد پیشینه و سابقه تاریخی منطقه بجنورد بر اساس پژوهشهای باستان شناسی و مطالعات اسناد و مدارک تاریخی و به استناد غارو تپه های مکشوفه به 5000 سال پیش می رسد و نیز ویژگیهای سفالهای مکشوفه بجنورد با مشخصات سفالهای چشمه علی دامغان و تپه حصار برابری می کند در طی اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول قبل از میلاد در سرتا سر منطقه بجنورد از جرگلان تا دشتهای مانه و سملقان اقوامی با مشخصات سفال خاکستری سکونت داشته اند .درهمین زمان در بخش مانه و سملقان ، تپه های خان و شهر آوا نیز اقوامی ساکن بوده اند . در دوران ماد و هخامنشی " پرثوه " یا پارت مشتمل بر شمال خراسان و قسمتی از مازندران کنونی و یکی از ساتراپی های 20 گانه بوده و بجنورد بخشی از ساتراپی پارت بوده است . از دوران اشکانیان 27 زیستگاه در شهرستان بجنورد شناسایی شده است و به استناد کتب معتبر از جمله کتاب " ایران باستان " نوشته مرحوم پیرنیا و کتاب "تاریخ سیستان و حواشی آن" به قلم مرحوم بهار, بجنورد جزو ولایات پارت محسوب می شده است . شهر چرمغان متصل به جنوب شهر کنونی بجنورد که در دوره مغول ویران شده یادگارهای دوران ساسانی را در خود دارد . آتشکده اسپاخو نیز متعلق به همین دوران است . بعد از ظهور اسلام با باز شدن دروازه های ایران بر روی این دین مبین , این شهرستان نیز هم جهت با دیگر نقاط تحت تاثیر فرهنگ انسان ساز اسلام قرار گرفت . در سالهای آغازین قرن دوم هجری این منطقه جزئی از قلمرو طاهریان محسوب می شد . در دوران اسلامی قسمتهای عمده ای از منطقه بجنورد آباد و مسکونی بوده است که در سفرنامه های معروف مثل سفرنامه " ابودلف " و کتاب " نزهه القلوب "حمدا … مستوفی به گوشه هایی از سابقه تاریخی این منطقه در دوران اسلامی اشاراتی رفته است . در نیمه های قرن سوم هجری با تسلط دولت صفاریان بر طاهریان راه یورش یعقوب لیث به مناطق طبرستان از منطقه بجنورد می گذشت . پس از عصر درخشان سامانیان و روی کار آمدن ترکان سلجوقی که از نواحی شمال شرقی به ایران حمله ور شدند , منطقه کنونی بجنورد نیز تحت تائیر این هجوم قرار گرفت . با استفاده از آشفتگیهای پایان عصر سلجوقی , دولت خوارزمشاهیان در شمال خراسان بنیاد نهاده شد و مسلم است که این تغییر و تحول سیاسی نمی توانست بر منطقه بجنورد بی تاثیر بوده باشد . به ا ستناد پژوهشهای باستان شناسی و بررسیهای تاریخی طی قرون 5 تا7 هجری قمری قسمت اعظم بجنورد مسکونی بوده که شهرهای عظیم وگسترده ای ازاین دوره در نقاطی همچون عزیز آباد و کهنه کند و در حمله مغول صدمات فراوانی دیده و بکلی با خاک یکسان می شوند . منطقه بجنورد در سالهای پایانی قرن هشتم هجری در معرض لشکر کشی تیمور قرار می گیرد . بعد از تیمور جانشینان او توجه زیادی به خراسان می نمایند که این توجهات بر اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی این شهرستان بی تاثیر نبوده است . در آغازین سالهای قرن دهم با ظهور صفویه بر اثر غلبه ارتباطات فرهنگی و اقتصادی , ثبات و آرامش بر این منطقه مستولی می گردد و نواحی شمال خراسان روند ترقی و آبادانی و پیشرفت را طی می نماید . وجود کاروانسراهای متعدد از جمله رباط قلی ، رباط عشق و رباط قره بیل در اطراف بجنورد و در جاجرم که جدیدا به شهرستان ارتقا یافته ، نشان دهنده این امر می باشد . در این دوره مرزبانی و ایجاد استحکامات مرزی مورد توجه قرار می گیرد که با اسکان کردهای مغرب ایران در این منطقه , کم و بیش از تهاجمات اقوام غارتگر به شمال ایران جلوگیری به عمل می آید . در نیمه اول قرن دوازدهم و بعد از سقوط دولت صفوی اقوام غربی خراسان زمینه های رونق و ترقی دهات و شهرهای ناحیه را فراهم می نمایند و بایستی زمینه استقرار شهرهایی مثل بجنورد در شمال خراسان در زمان افشاریه فراهم شده باشد . شهر بجنورد در عصر قاجاریه مورد توجه پادشاهان قاجار قرارمی گیرد و حکمرانان این شهر لقب ایلخانی می یابند. شهرستان بجنورد با توجه به قدمت و پیشینه ای که دارد دارای آثار و امکنه تاریخی فراوان است که تا کنون حدود 135 اثر و بنای تاریخی آن به ثبت رسیده است . اقوام و زبانها و مذاهب - اقوام عمده شهرستان بجنورد شامل ترک ، کرد ، تات و ترکمن است که غالبا ” علاوه بر زبان رسمی کشور به زبانهای قومی خود نیز تکلم می کنند . پیروان دین دیگری غیر از اسلام در شهرستان زندگی نمی کنند و ترکمنان ، اهل سنت و بقیه جمعیت شیعه هستند . رودخانه اترک شاهرگ حیاتی منطقه - یکی از مشخصه های مهم طبیعی شهرستان بجنورد جریان رودخانه اترک در آن می باشد و اترک با حوضه ای به وسعت 000/748/2 هکتار ( 9درصد مساحت خراسان ) ، پر آب ترین رودخانه استان خراسان است که از قوچان سرچشمه گرفته و پس از ورود به بجنورد بیشترین آبگیری خود را انجام داده و تبدیل به رودخانه ای بزرگ می شود . این رودخانه در بجنورد دشتهای گرمخان ، مانه و سملقان را آبیاری می کند . حجم جریان آب در آن در کل 525 میلیون مترمکعب ودر آق مزار ( منطقه خروج از شهرستان بجنورد ) 276 میلیون متر مکعب است . امور آب شهرستان بجنورد : الف – آبهای سطحی - رودخانه اترک با حوضه ای به وسعت 12000 کیلومتر مربع مهمترین رودخانه بجنورد می باشد این رودخانه این شهرستان را از مشرق به مغرب طی می کند . متوسط حجم جریان آب رودخانه اترک در محل ایستگاه آق مزار که نقطه خروجی اترک از شهرستان است 276 میلیون متر مکعب در سال می باشد و وسعت حوضه و دبی سرشاخه های آن به شرح ذیل است : مشخصات سرشاخه های اترک در بجنورد ردیف نام رودخانه وسعت حوضه ( کیلومتر مربع ) نام ایستگاه هیدرومتری حجم تخلیه در سال ( میلیون متر مکعب) حوضه آبریز دوره اندازه گیری (سال) 1 چناران 267 چهارخروار 5/16 اترک 11 2 فیروزه 4/263 فیروزه 3/16 = 12 3 شیرین دره 6/1520 قتلیش 9/33 = 22 4 درکش 7/113 درکش 2/16 = 22 5 خرتوت 1400 - - = - 6 بازخانه 200 باباامان 7/22 = 23 7 دربند 1097 دربند 31 = 23 8 شیرآباد 5/180 - 30 = - 9 چندیر 7/883 آیرقایه 8/13 سومبار 7 10 سومبار - - 3000 = - جمع 9/5925 4/3180 ب- آبهای زیر زمینی - حجم و تعداد منابع موجود و تخلیه از آبهای زیر زمینی بر اساس آخرین آمار بهره برداری در جدول زیر آمده است: جدول تخلیه آبهای زیر زمینی بجنورد ( حجم به میلیون مکعب ) چاه عمیق و نیمه عمیق قنات چشمه جمع تخلیه به میلیون متر مکعب تعداد حجم تعداد حجم تعداد حجم 1225 115 145 38 730 225 




نویسنده : مهران گلي
شنبه سوم دی 1390


موضوع:

 می گویند که « بازی » کردهای کرُمانج خراسان به شیوه ی خراسانیان قدیم به رقص اطلقی باستانی و از ریشه واچیک پهلوی است. هیچ مراسم شادی نیست که کرمانج ها، پیر و جوان، زن و مرد، فقیر و غنی در آن شرکت نکنند. این رقص ها روایت کوچندگی، تلش، همیاری، یگانگی، کار و کوشش و تصویریست از مردمانی که مرگرا نیز به بازی می گیرند و نیاکان ما را به یاد می آورند که آدمی را در خور مهرورزی
و شادی می پنداشتند.
کرمانج ها که قرن ها پیش از کردستان به شمال خراسان کوچانده شده اند، با آن کهبه کردی سخن می گویند به لحاظ فرهنگی تحت تأثیر فرهنگ خراسانیان قرار گرفتهاند. بازی های کرمانجی چون بازی های شرق و مرکز خراسان در دایره و دور انجام
می گیرد و جزو رقص های زنجیره ای و سلسله ای اند. رقص ها نخست با ریتمی8 7 آرام وسنگین آغاز وبه مرور تند وتندتر می شوند (تقریبا 4 2 وتا 8 6) . ادواررقصی بعد از آرام و تند شدن دوباره از سر گرفته می شود و همواره پس از همهمهو حرکت های تند، ریتم آهسته می شود تا بازیگران نفسی و دمی بگیرند.
دست ها نقش اصلی را ایفا می کنند و از تنوع و حرکت بیشتری نسبت به پاها« با دست و دو انگشت شکنجیدن » برخوردارند. دست زدن یا قرسه زدن (به معنی قرصک » (دهخدا) با نگارش قرصه ضبط شده است و تاجیکان نیز به دست زدنمی گویند.) و بشکن های متوالی از مشخصه های اصلی این رقص هاست که « زدن حالتی شاد و پرنشاط به آنها می بخشد.کردهای کرمانج خراسان مثل کردان کردستان دست ها را به یکدیگر گره نمی کنند ویا بر شانه ی هم نمی گذارند بلکه هر بازیگر حرکات مشترک گروهی را به تنهایی معروف است به همراه « گل و غنچه » اجرا می کند. جمع و باز شدن دایره که بهچرخش های نیم دایره ای و پیچش مچ و دست زیبایی و شکوه خاصی به بازی ها می بخشد. صدای هی هی در میان بشکن زدن و جمع و باز شدن دایره در حالی که یک پا محور می شود و پای دیگر به داخل و خارج دایره پنجه می کوبد بر اوج شادی و سرور رقصندگان می افزاید. مردمی که به مراسم دعوت می شوند معمول دایره وار به دور گروه رقصندگان حلقه می زنند و با کف زدن آن ها را همراهی می کنند. به هنگام اجرای رقص ها، رقصندگان و نظاره کنندگان با همه ی حواس و وجود خود در رقص حضور می یابند. هر کس که خسته می شود جای خود را با تازه نفسی که به دایره ی رقص وارد می شود عوض می کند و گاه دایره های جداگانه ای از زنان و مردان تشکیل می شوند و در حالی که نوازندگان بی وقفه می نوازند، دایره ی مردانه جای خود را به دایره ی زنانه میدهد. رقص در دایره های مستقل مردانه وزنانه بعد از انقلب مرسوم شده است در حالی که در گذشته در رقص های کرمانج ها مانند کردان کردستان، ترکیبی از زنان و مردان (به اصطلح جو و گندم) شرکت می کردند. در اجرای رقص ها محدودیت خاصی برای زنان وجود ندارد مگر در چوب بازی که بازیِ مردانه است و زنان شرکت نمی کنند. تا هشتاد سال پیش زن ها نیز چوب بازی می کرده اند و امروزه پیرزنان این بازی را به خوبی اجرا می کنند. در میان چادرها گاهی دسته های زنانه می رقصند. نوازندگان در گوشه ای از چادر پر » (تقریبا بیرون آن) سرنا و دهل می نوازند و زنان با چادرهای رنگی موسوم به که در پشت سر رها شده به پایکوبی می پردازند. بازی های کرمانجی از « طاووسی
آنِ تمامی کرمانج هاست که پیر و جوان از آن سیر نمی شوند. بداهه نوازی بر اساس مقام های رقصی مانند سایر موسیقی های محلی ازمشخصه های اصلی این موسیقی ست.
انواع رقص های کرُمانجی
در مراسم جشن و سرور، کرمانج ها رقص های متنوعی دارند که یکی از دیگری
زیباتر و شادترند و سه گونه اند :




ادامه مطلب ...

نویسنده : مهران گلي
شنبه سوم دی 1390


موضوع:

فرزند حسینقلى از مالکین بجنورد، در 1304 متولد شد. پس از انجام تحصیلات ابتدائى به کشاورزى و ملکدارى پرداخت و در قسمتى از زمینهاى وسیع پدرش به امر زراعت مشغول شد. و در امور اجتماعى و سیاسى منطقه تدریجا نفوذى پیدا کرد تا اینکه در انتخابات دوره‏ى بیستم از جغتاى و جوین به وکالت انتخاب گردید. در ادوار بیست‏ودوم و بیست‏وسوم و بیست‏وچهارم از بجنورد نماینده شد. در عین حال به کشاورزى هم سرگرم بود و قسمتى از زمینهاى خود را زیر کشت چغندر قند برد و محصولات خود را به کارخانه قند شیروان واگذار مى‏کرد. خانلرخان قراچورلو خواهرزاده‏ى سردار معزز بجنوردى بود که از مرزداران آن منطقه بودند. سردار معزز در 1304 ش از طرف سرتیپ جان‏محمدخان فرمانده لشکر خراسان دستگیر و بدون محاکمه اعدام گردید. در میان اعدام‏شدگان، حسینقلى‏خان پدر خانلرخان که شوهر خواهر سردار معزز بود، به دار کشیده شد. خانلرخان شکارچى قابلى است. در اسفند ماه 1379 در بجنورد درگذشت.




نویسنده : مهران گلي
شنبه سوم دی 1390


درباره نویسنده

مهران گلي ٍ
ایمیل : mehran_goli64@yahoo.com

آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:

وضعیت وبلاگ :

اوقات شرعی :

تبلیغات